نمایش تبلیغ
 
ساخت وبلاگ
 
مدیریت وبلاگ
 
وبلاگها
 


     

شاید ... نه ... حتما ... هممون خیلی وقتا اشتباه کردیم . پزشک هم می تونه اشتباه کنه .

میرم ... تا راحت زندگی کنی ...

لینک
دوشنبه، 16 مهر، 1386 - deaddoctor

     

خوب که فکر میکنم میبینم منم کم اشتباه نکردم . کم دارو اشتباه تجویز نکردم ... کی میدونه چند نفر رو کشتم ؟ کی میدونه ... ؟
لینک
چهارشنبه، 7 شهريور، 1386 - deaddoctor

     

هر آدمی دو تا نیمه داره . یه نیمه خوبی و یه نیمه نفرت .

من این نیمه ی خوبی رو قبلا تجربه کردم . وقتایی که با علاقه مینشستم و به حرفای مریضا گوش میدادم . الان دارم نیمه ی دوم رو تجربه میکنم . نفرت ! کینه ! کینه از تو . حس خوبی نیست . کینه از خودم . لعنت بر من .

لینک
سه شنبه، 6 شهريور، 1386 - deaddoctor

     

سخته . خیلی . ولی روزت مبارک .
لینک
جمعه، 2 شهريور، 1386 - deaddoctor

     

تو بالای اون چاه واستادی و من دلم میخواد با همین دستام هلت بدم ته چاه . هلت میدم ولی نمی افتی . چون من قدرتش رو ندارم . خوب که نگاه میکنم من ته چاهم و تو اون بالا . من هنوزم سایتم . میتونی منو بکشی بالا .
لینک
شنبه، 27 مرداد، 1386 - deaddoctor

     

بعد از چند ماه برگشتی به کار. مهم نیست که به همکارات گفتی یه مدت خسته بودم . مهم نیست که گفتی کجا ها رفتی و چی کارا کردی . من که باهات بودم . لحظه به لحظه  . میدیدم که خودت رو تو خونت حبس کردی . مهم اینه که الان حتی برای یه سوچور زدن هم تا ته ته دلت میلرزه . و این کار منه . کار نزدیکترین خائن به تو .... سایه ی خود خودت !‌
لینک
دوشنبه، 22 مرداد، 1386 - deaddoctor

     

دارم سايه به سايه همراهت ميام . انگار تمام وجودم پر شده از كينه . حس انتقام . حس شيرينيه ... انقدر كينه دارم كه سر تا پام سياه شده . حالا ديگه پا به پا همراهت ميام بدون اينكه بفهمي ايني كه دنبالته من نيستم سايته !

لینک
شنبه، 20 مرداد، 1386 - deaddoctor

     

دارم دنبالت ميگردم. چقدر همه شبيه همن . همه دارن گريه ميكنن . تو هم اونجايي ميدونم . ميدونم عذاب وجدان گرفتي كه چرا اومدي .ولي من دنبالتم . چه مجلس پزشكونه اي . ببينم اينا ميدونن من قبل مردن بهت چي گفتم ؟ بهشون نگفتي ؟ چرا ؟ ترسيدي ؟ يعني هيچ كدوم از اينا سرزنشت نكرد كه اگه يه چست تيوپ ميزدي من اينجا نبودم ؟ نكنه تو تو اون برگ نوشتي كه قبل اينكه برسي من مرده بودم ؟ بين اين همه آدم سخته پيدا كردنت . ولي ميدونم كه اومدي . شايد اون دور دورا واستادي . آهان . زير اون درخت . مرتيكه ي احمق ! خودم با دستاي خودم خفت ميكنم . نگفتم يه چست بزن ؟ اگه زده بودي الان زن نازنين من رو قبرم اينجوري زار نمي زد . دست ازسرت بر نمي دارم مرتيكه ي احمق . مطمئن باش سايه به سايه باهاتم !

لینک
جمعه، 19 مرداد، 1386 - deaddoctor

     

داد ميزدم يه چست تيوپ بزن . نميزدم ؟ من به توي احمق گفتم كه پزشكم . نگفتم ؟ من بد تصادف كرده بودم ولي هوشيار بودم . نبودم ؟ گوشيتو گذاشتي رو چست من وفهميدي كه صداهاي ريوي ام كاهش يافته . نفهميدي ؟ شك كردي كه هموتوراكس به هم زده باشم . نكردي ؟ بهت گفتم چست تيوب بزن... التماست كردم . نكردم ؟ داد ميزدي زود ببريدش تو آمبولانس . نميزدي ؟ بهت گفتم من به بيمارستان نمي رسم . رسيدم ؟ يادت باشه ! بهت گفتم چست تيوپ بزن و تو نزدي . مرتيكه ي احمق... نگفتم ؟

لینک
جمعه، 19 مرداد، 1386 - deaddoctor

     

این وبلاگ متعلق به deaddoctor می باشد
لینک
جمعه، 19 مرداد، 1386 - deaddoctor